" هوالحبیب "

 

هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد

هر پاکروی که بود تردامن شد

گویند شب آبستن و این است عجب

کاو مرد ندید از چه آبستن شد

"حافظ"

 

سلام،سلام به خاک نشینان که در آرزوی پروازند . . !

 

مدتها بود بعد هک شدن وبلاگم دگه نوشتن تو نت رو کنار گداشته بودم ، اما الان دوباره برگشتم!

با اینکه سبکم و نوع نوشتنم کلن عوض شده از دنیای فناوری به عالم هنر تبدیل شده ولی در این راه مدت زیادی نیست که وارد شدم و ادعایی نیست و اینجا درگاهیست برای انعکاس آثار من و نظرات شما برای پیشرفتم!

 

سعی میکنم این وبلاگ رو در هفته چند بار به روز کنم و یه ریتم خاصی رو پیگیری کنم!

این هم شعری نچندان قدیمی از خودم:

 

روز از نو ...:

 

باید از نو نوشت/باید از واژه ی بیداریه یک رویا گفت/

باید از دستو دلو خاتمه ی یک " ما " گفت . . باید از نو غزلی یا که ضمیری به جای " ما "

یافت . .

و در این سرمای نگاه مردم/ژاکتی از گریه برای دل بافت . . باید از کهنه ترین پیرهن

تجربه گفت!

روزگار سختیست . . .باید از نـــــــو شکفت/

باید از برق نگاه رمز شب های غریبی را یافت/ باید از این همه پیچو خم غم،روزو شب های جدیدی را ساخت!

باید از آنچه گذشتست به دیروز همه را قاب کنیم/ و به اندیشه ی فردا بدهیم.

باید یک نام گذاشت . . . من به آن میگویم خاطرات یک روز...!

 

                دوشنبه ها و پنج شنبه ها با پست های ویژه در مثبت من!

 

تا همین نزدیکی بدرود . . .!!