" هوالنور "

 

در زوج ترین جمعه ی سال فـرد شدم

بابا نبـــود کـــنارمو مــــرد شـــدم..!

تنهـــایی من مثل خودم بیکَـس بود

در داغ ترین مـاه زمیـن سـرد شـدم..!

 

    1. جایی نوشته بود ادمها از یه جایی به بعد زندگی نمیکنند فقط ادامه میدن،مدتی بود فقط ادامه میدادم،بدون مقصد بدون هدف..،ولــی میشه تو هر لحظه از زندگی زد رو ترمز و ایستاد و فقط سکوت کرد و " فکر "، به جاده به ادامه دادن به این زندگیِ...،مدتی نبودم چون نمیخواستم حرفی بزنم، شعری بگذارم و.. که سودی نداشته باشد که شماِ مخاطب حس کنی آمدنت بی فایده بوده.. .

    اما برای ادامه با کمی تغییر تو روند و مطالب وبلاگ دوباره بروز میکنم شاید برای آرامش، پیشرفت خودم، برای بودن در قسمتی هرچند کوچک در هنر،ادبیات و شمای مخاطب که آمدی مطلب جدیدی ببینی..، برای همه چیز..

       "امیدوارم روندی که پیش رو خواهم داشت برای بهتر شدن هرآنچه در فکرم هست باشد..، از پست های بعد مطالب نسبتاً کوتاه و ارسال آن سریعتر خواهد بود."

 

    2.از تمام دوستانی که لینک این وبلاگ رو در صفحه یا در بخش دوستان وب خودشون قرار میدن صمیمانه سپاسگذارم،امیدوارم بتونم تمام محبتهاتون رو جبران کنم.


 محمدابراهیم (محمدعلی کشاورز) : خورشید دم غروب ، آفتاب صلات ظهر نمی‌شه ، مهتابیش اضطراریه ، دوساعته باتریش سه‌ست ، بذارین حال کنه این دمای آخر ، حال و وضع ترنجبین بانو عینهو وقت اضافیه بازیه فیناله ، آجیل مشگل گشاشم پنالتیه ، گیرم اینجور وجودا ، موتورشون رولز رویسه ، تخته گازم نرفتن سربالایی زندگی رو ، دینامشون هم وصله به برق توکل ، اینه که حکمتش پنالتیه ، یه شوت سنگین گله ، گلشم تاج گله ! 

مادر (علی حاتمی) 


خاموش کردم توی لیوانت... "

از این پس در انتهای بیشتر پست ها عکس/شعری هم گذاشته میشه...

عکس1=ازین پس در انتهای اغلب پست ها عکس هایی که در صفحه عکس/شعر میگذارم را با شعر آن اینجا میگذارم.منتظر نقد و پیشنهادتون هستم.